X
تبلیغات
بیا تو هر چی بخوای هست تفریحی باحال توپ


بیا تو هر چی بخوای هست تفریحی باحال توپ

ورزشکارا - هنر پیشه ها - خواننده ها - بیو گرافی - مصاحبه - هر چی بخوای از سر مرغ

تولد تولد تولدت مبارک

    تولد تولد تولدت مبارک

نوشته شده در ساعت توسط نگار| |

·       متولد 6/7/ 1364در تهران

·        بچه ی محله شاه تره اسلام شهر بوده

·       پدرش بطور حرفه ای ورزش نمیكرده ولی همیشه در محافل ورزشی حضور داشته

·       مادرش خانه دار است

·        یك خواهر و یك برادر داره كه هر دو ورزشكار هستند

·        بعد از دوره راهنمایی راهی هنرستان شد و در حال حاضر دیپلم نقشه كشی معماری داره . علاقه اش به نقشه كشی باعث شد كه امسال در كنكور شركت كنه

·    قراره سال دیگه وارد دانشگاه بشه و بعدش هم میخواد وارد بازار كار بشه (معتقده كه یه ورزشكاهر باید تحصیل كرده باشه )

·     یك ساله كه با دختر خاله اش ازدواج كرده و از زندگی مشتركش خیلی راضیه

·     والیبال رو از كانون اسلام شهر آغاز كرد

·     از اونجا به تیم ملی نوجوانان دعوت شد

·   اسماعیل وادی اولین مربیش بود كه الآن در سیرجان مربیگری میكند

·      محمد سابقه بازی در تیم های برق ، سایپا و پیكان را دارد

·   اولین مبلغ قراردادش حدود سه میلیون و پانصد هزار تومان بود كه كل این مبلغ رو به پدر و مادرش هدیه كرد

·  در حال حاضر یه خونه بطور اقساطی در محله طرشت تهران  خریداری كرده

·  ماشین ندارد ! با ماشین پدرش سر تمرین ها حاضر میشه  البته بعضی وقتها هم دوستاش میرسوننش !!

·   غذای مورد علاقه اش چلوكباب است (البته از اونهایی كه مامانش میپزه )

·  ساعت باز نیست ولی از بستن ساعت های شیك لذت میبره و هر چند صباحی یه ساعت مچی مارك دار میخره

· اهل سفره و هر وقت بیكار میشه میره شمال كشور(البته سفر های خارجی رو هم دوست داره)

·   اهل مطالعه نیست

·   سرگرمیش در تمرین و استراحت خلاصه میشه

·  خیلی كم تلویزیون نگاه میكنه . سینما هم زیاد نمیره ولی تا دلتون بخواد طرفداره تئاتره ! آخرین تئاتری كه دیده یه تئاتر به قول خودش كمدی و جذاب بوده

·   رفیق باز است و دوستای زیادی داره

·  رنگ آبی رو دوست داره (این رنگ همیشه انتخاب اول و آخرشه) ولی استقلالی نیست

·  طرفداره موسیقی پاپ است

·  فوتبال خیلی كم نگاه میكنه

·   كفش های ورزشیش رو تو سفرهای خارجیش میخره و معتقده كفش باید ارزش پوشیدن داشته باشه

·  گوشیش N95 است و زیاد با موبایل صحبت نمیكنه

· شماره پاش 47 است و به زور كفش پیدا میكنه

· قدش دقیقا دو متره !! نه یه سانت كمتر ، نه یه سانت بیشتر

·   به نظرش بهترین والیبالیست دنیا " جیبا " است

·  عاشق آب هویج است

.  این واليباليست جوان از روزي مي‌گويد كه از سر تمرين بازمي‌گشت و در اتوبان نيايش شاهد يك 

تصادف مرگبار بود: «وقتي از تمرين مي‌آمدم ديدم كه يك دستگاه پژو 206 با يك موتورسوار تصادف كرده و

موتورسوار فوت كرده است.

ناراحت و عصبي به خانه برگشتم و وقتي تلويزيون را روشن كردم متوجه شدم يك هواپيماي توپولوف

سقوط كرده. يك روز تلخ و پرحادثه براي من بود.»

محمدكاظم خود كمتر در بطن حادثه بوده، در كودكي اما بلندقامتي‌اش برايش دردسرساز مي‌شده است:

 «من حدود 2 متر قد دارم و اين موضوع وقتي كه مدرسه مي‌رفتم برايم مشكل‌ساز مي‌شد.

هميشه مجبور بودم آخر كلاس بنشينم. حالا هم وقتي وارد مكان‌هايي مي‌شوم كه سقف كوتاهي دارند

 مشكل دارم و مجبورم دولا شوم.»

از خاطرات و حوادث تلخ كه بگذريم، محمد‌كاظم مي‌گويد كه واليبال تماما برايش حوادث خوب به همراه

داشته است: بردها و قهرماني‌ها.

اين‌كه او يك واليباليست موفق و عضو تيم ملي است، برايش بهترين حادثه است.

اگه به دردت خورد ، نظر یادت نره ...

نوشته شده در ساعت توسط نگار| |

·    متولد مهر/1364 در ارومیه

·    بچه محله خیابون عطایی ارومیه

·  80 كیلو وزن و 189 سانتی متر قد

·    سال 80 وارد تیم ملی نوجوانان و سال 84-85 هم رسما عضو تیم ملی بزرگسالان (جانشین امیر حسینی) شد

·    دایی هاش از والیبالیست های خوب و قدیمیه ارومیه هستند (برادارن سید عباسی)

            (جهانگیر سید عباسی (دایی بزرگ))

·  پدرش ارزیاب بانك است و مادرش هم خانه دار

· یه خواهر مهربون و یه خواهر زاده كوچولو داره

· خانواده دوسته و سعی میكنه بیشتر وقتش رو با خانواده بگذرونه

· اخلاقش خیلی خاصه . فوق العاده مغرور و خودشیفته است ! ولی در كل بامعرفته

·   اولین مربیش "صدری پرور " (از مربی های خوب ارومیه) بوده

·   سعید دیپلم ریاضی گرفت و با وجود علاقه ای كه به مهندسی داشت ،  بخاطر كسب اطلاعات بیشتر در مورد كار تخصصیش (والیبال) دانشجوی تربیت بدنی شد

·   تا الآن حدود سه ترم رو گذرونده (دانشگاه آزاد - واحد تهران مركز)

·   از اون بچه درس خوان ها بوده و هست

·    بهترین خاطره ورزشیش قهرمانی آسیاست

·   مصدومیت شدید از ناحیه مچ پا تو بازیهای جوانان جهان و 24 ساعت تب 40 درجه تو مسابقات قهرمانی باشگاه های آسیا (با تیم پیكان) بدترین خاطرات ورزشیش هستن

·  یه 206 نقره ای داره (چون اون موقع كه میخواسته ماشین بخره هم نقره ای مد بوده و هم پولش به رنگ مشكی نمیرسیده)

·  موسیقی رو خیلی دوست داره و اگه بتونه میخواد یه ساز ایرانی یاد بگیره (ساز سوت !)

·   آرزوشه كه خانه خدا رو زیارت كنه

·   فوتبال ایرانی زیاد نگاه نمیكنه ولی اروپایی ها رو از دست نمیده و معتقده تماشا كردن فوتبال جذاب تر از بقیه رشته هاست !

·  طرفدار بارسلونای اسپانیاست

·  الگوی خاصی تو ورزش نداره ولی همیشه "علی دایی " رو به عنوان یه ورزشكار تحسین میكنه

·   سینما نمیره ولی تلویزیون (مخصوصا برنامه های ورزشی) رو نگاه میكنه

·    با خانواده اش تو یه خونه نقلی تو سعادت آباد زندگی میكنه (هم محلی محسن عندلیب است )

·  این خونه رو چند وقتیه كه رهن كرده و به محض اینكه پس انداز قابل توجهی داشته باشه ، یه خونه تو ارومیه میخره

·   آرایشگاهش هم تو سعادت آباد است . سعی میكنه همیشه موهاش رو شیك و مردونه بزنه

·  غذای بیرون از خونه زیاد میخوره . مشتری ثابت رستوران نزدیك خونشونه

·  غذای های ایرانی رو دوست داره . بیشتر از همه آش رشته و قورمه سبزی مامانش رو

·  خودش هم بعضی وقتها آشپزی میكنه ولی دست پختش تعریفی نداره

·   اوقات فراغت نداره . اگر هم فرصتی پیدا كنه میره استخر

·    با این كه سرش شلوغه ولی كتاب زیاد میخونه . تقریبا سالی 6 تا

·  آخرین كتابی كه خوند ، "مردی بالای صلیب " (اثر میكائیل والتری) بود

·  دروغ مصلحتی زیاد میگه . آخرین باری هم كه دروغ (به قول خودش مصلحتی ) گفت ، به مامانش بود

·  از تجملات بیزاره ولی به ساعتش خیلی اهمیت میده و همیشه میگه مرد ها باید ساعت مچی شیك دستشون كنن

·  مارك ساعتش ورساچه است و هر چند سال یه بار ساعت میخره

·   كفش هاش حتما باید اورجینال باشند . اونها رو هر بار كه میره ژاپن میخره

·  كلا میشه گفت آدم مارك بازیه !

·  دست فرمونش اصلا خوب نیست ! سه سال پیش یه تصادف بد داشت كه خدا واقعا بهش رحم كرد

·   سفر فیلیپین رو هیچ وقت فراموش نمیكنه چون همه چی از جمله بیماری و ... حتی قایق سواری هم اونجا تجربه كردن

·  پلی استیپن زیاد بازی میكنه و با بارسلونا همه تیم های اروپایی رو شكست داده

·  دوپینگش تو ورزش توكل به خداست

پ.ن1 : ببخشید عكس جدید ندارم

پ.ن2 : با تمام مشغله ای كه داشتم اینارو نوشتم ! واسه همین غلط املایی توش كم نبود

اگه به دردت خورد ، نظر یادت نره

نوشته شده در ساعت توسط نگار| |

·     متولد 31/5/1366 - دزفول

·   پدرش معلم ورزش بود . البته الآن بازنشسته شده

·   مادرش خانه دار است

·   دو تا خواهر داره كه هر دوتاشون والیبالست هستند البته به والیبال نگاه حرفه ای ندارند ولی به هر

حال پیشرفتشون چشمگیر بوده 

·    چهار سال پیش دزفول رو به مقصد كرج ترك كرد

·    در حال حاضر در منطقه عظیمیه كرج زندگی میكنه

·   بچه محله  " فرهنگ شهر " دزفول بوده

·   وقتی جنگ تحمیلی تموم شد ، محمد یك سال و نیمه بود . به یكی از شهر های اطراف دزفول

میرن ...

·    والیبال رو از سوم ابتدایی زیر نظر پدرش شروع كرد

·    پدرش اولین مربیش بود

·    سال 1377 بود كه محمد با تیم دانش آموزان خوزستان در مینی والیبال كشور (شهر رامسر) شركت

كرد . اون موقع كلاس پنجم ابتدایی بود . البته تو اون بازی ها مقام نیاوردند

·     ایوان بوگانیكوف یه مربی روس بود كه تو شكل گیری والیبال محمد نقش به سزایی داشت و اولین

مربی حرفه ایش محسوب میشه

·   اولین سال حضورش در لیگ برتر با تیم لوله سازی اهواز بود

·    سابقه عضویت تو تیم پتروشیمی بندر امام رو هم داره . الآن هم كه تو تیم پیكان است

·    سه سال پیش كه با پتروشیمی جلوی پیكان بازی كرد ، توجه سرمربی حریف رو جلب كرد و قرارداد 3

 ساله با این تیم تهرانی بست

·    اولین دستمزدش حدود یه میلیون بود . كه همون روز رفت بازار و یه سیم كارت 800 هزار تومانی + یه

 گوشی 200 هزار تومانی خرید

·    تا حالا محمد به چهل كشور سفر كرده و جزء معدود بازیكن هایی هست كه تو اكثر مسابقات تیم

ملی رو همراهی كرده

·    بهترین خاطره ورزشیش قرار گرفتن بین بهترین ها تو مسابقات قهرمانی جوانان جهان است ( به

عنوان بهترین اسپكر انتخاب شد)

·   حذف تیم ایران در مسابقات آسیایی اندونزی هم تلخ ترین خاطره اش است

·   حدود 11 تا مدال و كاپ توی ویترین افتخاراتش داره

·    یه سانتافه مشكی داره و از ماشین بازی خوشش میاد

·   غذای مورد علاقه اش (مثل بقیه مردها) قورمه سبزی مامانش است !

·   مجرد است و فعلا فقط به والیبال فكر میكنه

·   سرگرمیش تحت هر شرایطی تماشای بازی والیبال است

·    خیلی كم مطالعه میكنه . اگرهم كتاب بخونه رمان های داخلی رو انتخاب میكنه !

·    آخرین كتابی هم كه خوند رمان " دریا " نوشته ماندانا مودب پور بود !!!

·    در حال حاضر با یه نفر از اهالی والیبال قهر است و باهاش صحبت نمیكنه و از این موضوع ناراحت

است

·    لباس های ورزشیش رو تو سفر های خارجیش میخره

·     رنگ آبی رو دوست داره ولی استقلالی نیست

·     فوتبال رو دوست داره ولی طرفدار تیم خاصی نیست

·    عاشق موسیقی است و بیشتر سبك ها رو گوش میكنه

·    الگوی ورزشی خاصی نداره

·   آرایشگاهش تو شهرك اكباتان تهران است . حمیدرضا موهاش رو میزنه () ! البته موهاش رو مدل

 خاصی نمیزنه فقط همیشه سعی میكنه ساده باشه

·    در حال حاضر دانشجو است (اونقدر غیبت داره كه مجبوره یواشكی سر كلاس ها حاضر بشه !)

·   از دروغ بدش میاد فقط یكی دوبار دروغ مصلحتی گفته

·    تو رانندگی محتاط است . یه بار پلیس جلوش رو گرفت ، وقتی محمد رو شناخت ، بخشیدش !

محمد هم تحت تاثیر قرار گرفت و دیگه خلاف نكرد

·    ساعت مچیش "پلیس" است . البته چندین ساعت با مارك های مختلف داره و از خرید ساعت

همیشه استقبال میكنه

·   دوپینگش موسیقی است . همیشه قبل از بازی های مهم ، موسیقی گوش میده !

.   موسوي هر چه در خاطراتش بيشتر جست و جو مي‌كند، كمتر حوادث تلخ را به ياد مي‌آورد. اتفاقات

خوب اما زياد است.

يكي از اين اتفاقات انتخاب او به عنوان بهترين دفاع بازي‌هاي جام ملت‌هاي آسياست. مي‌گويد:

«مسابقات جام ملت‌هاي آسيا، همين امسال، من به عنوان بهترين دفاع انتخاب شدم.

مربي‌ها سعي مي‌كردند ما از بولتن‌ها دور باشيم تا حواسمان را به بازي تيمي جمع كنيم و حواسمان

پرت نشود.

ما نايب قهرمان شديم و درست بعد از باخت از ژاپن، فهميدم كه به عنوان بهترين دفاع انتخاب شده‌ام.

آنقدر خوشحال شدم كه تلخي شكست از ژاپن را فراموش كردم.

او سال 85 نيز بهترين اسپكر مسابقات نوجوانان جهان شد؛ از روز قبل از اعلام جوايز، مي‌دانستم ممكن

 است برنده شوم.

بعد از بازي فينال بين آرژانتين و برزيل و مشاهده بازي‌هاي كانديداهاي ديگر، داوران مرا انتخاب كردند.

 اتفاق بسيار خوبي بود.»

اگه به دردت خورد ، نظر یادت نره ...

نوشته شده در ساعت توسط نگار| |

·     متولد 26/ مهر/1364

·    اصلیتش كرد است . هم پدر و هم مادرش كرد هستند ولی بعد از ازدواج اومدن تهران و حمزه تهران به دنیا اومد

·      اسلام شهری است

·    5 تا بچه هستند : 2 خواهر و 3 برادر

·     حمزه فرزند چهارم و پسر دوم است

·     یه خواهر زاده قد بلند داره به اسم " مبینا " كه به خودش رفته . میخواد بفرستدش تیم ملی بانوان

·    یه برادر زاده 11 ماهه هم داره به اسم " محمد طاها "

·    پدرش كشتی گیر بود و دوست داشت پسرش هم كشتی گیر بشه . حمزه هم این رشته رو دوست داشت و مدتی به سالن های كشتی رفت و فن های زیادی رو یاد گرفت ولی بخاطر این كه قدش بلند بود ، گفتند به درد كشتی نمیخوری( !) و حمزه هم به توصیه برادرش به سمت والیبال اومد

·    اون زمان قدش 171 بود . الآن 198 سانتی متر قد و 98 كیلو وزن داره

·     ایوان بوگانیكوف (مربی روس ) متوجه نسل طلایی والیبال در اسلام شهر شده بود و البته حمزه

·     اسماعیل والی و آقای علیزاده هم جزء اولین مربی هاش بودند

·     تمرینش رو توی سالن شهدای سعیدیه اسلامشهر شروع كرد

·    همدوره ای والیبالیست هایی مثل نظری افشار ، بابایی ، نور محمدی ، محمد كاظم و ... بود

·     اولین باشگاهش " شهرداری اسلامشهر " بود

·     سابقه حضور تو باشگاه های تلاش شهریار ، سایپا ، برق تهران ، پیكان ، پگاه ارومیه و پتروشیمی بندر امام رو داره . الآن هم كه عضو داماش است

·     بین شهرهایی كه تا حالا توشون بوده ، رشت رو بیشتر از همه دوست داره بخاطر سر سبزیش و مردم خوبش

·     بعد از 6 ماه به توصیه آقای والی توسط ست كوویچ به تیم ملی جوانان دعوت شد

·     تو اولین دوره دعوتش (مسابقات قهرمانی جوانان جهان) بیشتر یه تماشاگر بود ! ولی بعد از اون برای مسابقات جهانی هند انتخاب شد كه تو اون مسابقات تو تركیب اصلی بود

·    اوایل پستش " قطر پاسور " بود ولی چون محمد محمد كاظم و محمد سلیمانی تو این پست بازی میكردند ، برای اینكه خط نخوره ، پستش رو عوض كرد و شد " قدرتی زن "

·     بعد از مسابقات جهانی هند ، مورد توجه "پارك كی وون " (مربی تیم بزرگسالان ) قرار گرفت و به این تیم دعوت شد

·     افتخارات :

1)    نایب قهرمانی جوانان جهان (1383)

2)    پنجمی جوانان جهان (اواخر 1383) - تایلند

3)    قهرمانی غرب آسیا (1385) - قطر

4)    قهرمانی AVC  كاپ

5)    اولین نایب قهرمانی آسیا در تاریخ والیبال - ژاپن

6)    راهیابی به جام جهانی 2010 ایتالیا

·     مقام های انفرادی :

1)   بهترین بازیكن  - AVC كاپ

2)  دومین اسپكر – انتخابی جام جهانی – ژاپن

3)  سومین امتیاز آور – جام قهرمانان قاره ها - ژاپن

·    هیچ وقت دوست نداره جلوی تیم های عربی ، كره جنوبی و ژاپن ببازه

·     تا حالا خیلی از ضربات محكمش به صورت حریف خورده ولی بلایی سرشون نیومده !

·     ترم پنجم رشته تربیت بدنی است (دانشگاه آزاد )

·     مجرد است

·    اوقات فراغت رو پیش خانواده اش میگذرونه

·     یه مغازه هم داره

·     پدرش بعد از بازنشستگی ، خرید و فروش ماشین انجام میداد . حمزه هم ماشین نداره و از ماشین هایی كه پدرش میاره استفاده میكنه

·    الگوی ورزشیش "جیبا " ست . سعی میكنه همه حركاتش رو مثل اون انجام بده . حتی به عشق جیبا ، شماره 7 رو انتخاب كرد

·    آرزوی ورزشیش بازی تو لیگ های ایتالیا و تركیه است

·    آرزوی خودش هم این است كه هیچ وقت یادش نره از كجا به كجا رسیده !

مثل اين‌كه بدترين حادثه براي هر ورزشكاري، مصدوميتي است كه مثل خروس بي‌محل، وقتي كه نبايد به سراغشان مي‌آيد. براي زريني نيز چنين است. مصدوميت به قدري او را عصباني كرده كه عصبانيتش را سر ماشينش خالي كرده. او بدترين حادثه زندگي‌اش را اين‌گونه بازگو مي‌كند: 4 سال پيش بود. من 7 ماه براي همراهي تيم ملي در مسابقات جام جهاني واليبال و مسابقات آسيايي تمرين كرده بودم. خيلي سخت تمرين كرده بودم و مطمئن بودم گل مي‌كارم. 15 روز مانده بود به بازي‌ها كه زانو درد گرفتم. به پزشك مراجعه كردم و گفت بايد جراحي كنم. وقت عمل را تعيين كرد و من بيمارستان را ترك كردم. خيلي عصباني و ناراحت بودم. اصلا حواسم به رانندگي نبود.

زريني نمي‌دانسته چه طور رانندگي مي‌كند و لحظه‌اي به خود مي‌آيد كه ماشينش را با شدت هرچه تمام‌تر به ماشين ديگري كوبيده است: ماشينم خراب شد. زانو هم كه نداشتم. بازي‌ها را هم از دست دادم. خيلي تلخ و عصباني‌كننده بود.

واليبال اما بيشتر از اين‌كه براي او تلخي به همراه داشته باشد پر از موفقيت و پيروزي است. او مي‌گويد: دو اتفاق شيرين در ورزش برايم افتاده كه هرگز از ياد نمي‌برم. يكي زماني بود كه براي عضويت در تيم ملي جوانان انتخاب شدم. من در رده نوجوانان عضو تيم ملي نبودم و فكر نمي‌كردم براي جوانان هم انتخاب شوم. آن زمان يك مربي خارجي داشتيم كه خيلي جدي حرف‌هايش را زد و منتظر شديم كه ليست نهايي اعضاي تيم ملي را اعلام كند. من منتظر خط خوردن بودم و اصلا فكر نمي‌كردم انتخاب شوم. اما انتخاب شدم و از اين اتفاق خيلي خوشحال بودم.

حادثه ديگر مربوط به لحظه‌اي مي‌شود كه زريني به عنوان بهترين بازيكنAVC كاپ آسيا انتخاب شد: سال گذشته ما قهرمان آسيا شديم و داشتيم بال درمي‌آورديم. اما زماني كه منتظر اعلام بهترين بازيكنان بوديم هيچ اسمي از تيم ما برده نمي‌شد. كم كم داشتيم نا اميد مي‌شديم تا اين‌كه به عنوان آخرين نفر اسم مرا به عنوان بهترين بازيكن اعلام كردند. يك لحظه به ياد ماندني بود.

 

نوشته شده در ساعت توسط نگار| |

 

ارش صادقیانی

آرش صادقیانی، والیبالیست، متولد سال 1363 در شهریار است. او والیبال را از تیم نوجوانان و جوانان پیكان شروع كرد و بعد به تیم برق و سپس تیم صنام تهران پیوست. او در تیم‌های پگاه ارومیه و پتروشیمی ماهشهر نیز بازی كرده و اكنون عضو تیم كاله است.

صادقیانی در رده‌های سنی مختلف عضو تیم ملی والیبال ایران بوده و اكنون نیز ملی پوش است.

 

پیوستن آرش صادقیانی به تیم ملی، به گفته خودش، بهترین حادثه‌ای است كه در زندگی‌اش اتفاق افتاده و داستانی دارد. صادقیانی می‌گوید: یكی از اقوام ما داور والیبال بود و ما یك بار كاملا اتفاقی همدیگر را در خیابان دیدیم. او به من گفت كه كانون والیبال مسابقات انتخابی گذاشته و بهتر است بروی و امتحان بدهی. اولین باری كه من به مسابقات انتخابی تیم ملی نوجوانان رفتم، در میان 40 نفر نام من خط خورد. به من گفتند قدت كوتاه است. اما سرمربی خارجی تیم نظر دیگری داشت. می‌گفت كه من دست‌های كشیده‌ای دارم و می‌توانم پیشرفت كنم.

سرمربی نامه‌ای به ریاست فدراسیون می‌نویسد. سرمربی در نامه به فدراسیون خواست كه من مجددا به اردو دعوت شوم و بعد كم كم وارد 12 نفر اصلی، بعد 6 نفر اصلی شدم و در مسابقات بعدی هم به عنوان بهترین سرویس زن انتخاب شدم.

صادقیانی ادامه می‌دهد: در عرض دو سه ماه، زندگی من عوض شد. پیشرفت فوق‌العاده‌ای داشتم و تا كنون هم روند موفقیت هایم ادامه داشته است. دیدن یكی از آشناهایمان در خیابان و خبردار شدن من از مسابقات انتخابی این طور مسیر زندگی مرا عوض كرد.

نظر یادت نره

نوشته شده در ساعت توسط نگار| |

 علیرضا نادی متولد 11/شهریور/59 در تهران است

·     پدرش نقاش چوب بود و علیرضا رو خیلی دوست داشت

·     مادرش خانه دار است و یكی از مشوق های اصلی او بوده

·     دو برادر و چهار خواهر داره ! برادرانش او رو در میادین والیبال همراهی میكنند

·     بچه محله مجیدیه جنوبی بوده

·     در قلهك متولد شد ، دوران نوجوانی رو در مجیدیه جنوبی گذروند و الآن هم با خانواده سه نفریش در اقدسیه تهران – بن بست طاهری – ساكن است

·     والیبال رو از مدرسه شهید رجایی تهران آغاز كرد . (در مجیدیه جنوبی)

·     سال 74 به عضویت این مدرسه درآمد و همونجا مورد توجه مربیان قرار گرفت

·     اولین مربی هاش آقایان علیرضا خوشرویی و جعفر هوتهم بودند

·      سال 76 تونست یكی از بازیكنان ثابت تیم نوجوانان بشه و در مسابقات جهانی حضور پیدا كنه

·     سال 1998 با تیم نوجوانان قهرمان آسیا شد ( در تهران ) اون زمان آقای كارخانه سرمربی تیم بودند

·      بازی های خوبش باعث شد به تیم بزرگسالان دعوت شه

·     سابقه حضور در تیم های سایپا ، پیكان ، صنام و هما رو داره . الآن هم كه عضو داماش است

 

·     درخشان ترین بازیهاش رو تو تیم صنام انجام داد

·     اولین قرار دادش با تیم همای تهران بسته شد . با مبلغ 50 هزار تومان برای یك سال !!!

·      با این پول یه كتونی سفید واسه خودش خرید !

·     دوست نداشت والیبال رو در سطح حرفه ای دنبال كنه ولی با اصرار مربی ها و خانوداش والیبال رو جدی گرفت

·     دیپلم كامپیوتر داره و تصمیم گرفته كه كنكور شركت كنه . معتقده كه ورزشكار بی سواد تو جامعه سیر صعودی نداره !

·   یه بار تو دبیرستان رفوزه شد ! سال 78 وقت نكرد تو   كلاس ها شركت كنه . البته اولیا مدرسه خیلی كم لطفی كردن . علیرضا عضو تیم ملی جوانان ایران بود ، میتونستند اجازه بدند كه تو امتحانات شركت كنه ولی با وجود نامه نگاری هایی كه بارها انجام شد ، نذاشتن و علیرضا با معدل دو (!) رفوزه شد

·     چند ساله كه ازدواج كرده و از زندگی مشتركش هم خیلی راضی است . یه پسر دوساله ی ناز هم داره به اسم عرشیا

·     همسر علیرضا یك بسكتبالیست است . در گذشته عضو تیم ملی جوانان بوده ولی به واسطه مخالفت خانواده اش قید ورزش حرفه ای رو میزنه . بعد از ورزش سراغ ادامه تحصیل میره و الآن روانشناس بالینی است . در زمینه موسیقی هم فعالیت میكنه و تو اكثر ساز ها سر رشته داره اما ساز اصلیش گیتار و اكاردئون است

·     علیرضا عاشق شماره 9 است

·     همیشه بازوبند كاپیتانی دست قدرتی زن تیم بوده ولی علیرضا سنت شكنی میكنه و به عنوان یه بازیكن سرعتی ، بازوبند كاپیتانی رو به بازو میبنده

·      قدش 2 متر است

·     یه 206 نقره ای داره

·      دست فرمونش حرف ندارد . دوستان بهش میگن شوماخر !  عاشق رانندگی است

·      نمره اش تو رانندگی 20 است ولی تو اطاعت از قوانین رانندگی 0 است ! بارها بخاطر دوبله پارك كردن و سرعت بیش از حد جریمه شده

·     رفیق باز نیست ولی دوستان خیلی خوبی داره

·     شیرین ترین خاطره ورزشیش وقتی بود كه مربی تیم نوجوانان برای تیم دعوتش كرد

·     تلخ ترین خاطره ورزشیش هم آسیب دیدگی قبل از مسابقات آسیایی بود كه دچار شكستگی دست شد (سال 1371)

·     پدر علیرضا عاشق پسرش بود ولی چند ماه بعد از موفقیت پسرش در بازیهای آسیایی ، در گذشت (خدارحمتشون كنه...)

·     آرایشگاه علیرضا تو محله نیاوران است . آقا سعید موهاش رو كوتاه میكنه

·     مثل بقیه مردها ، غذای مورد علاقه اش قورمه سبزی است . این بار علاوه بر دست پخت مادرش ، قرمه سبزی هسرش رو هم دوست داره

·     یه استقلالی دو آتیشه است .

·      فوتبال اروپایی رو دنبال میكنه . امكان نداره بازی تیم های بزرگ رو از دست بده

·     ورزش های دیگه رو هم دنبال میكنه مثل اسكی ، بیلیارد و تنیس

·     نسبت به ورود گلزار به والیبال خوشبین است . معتقده كه گلزار یكی از اهالی والیبال است و از طرفی محبوب است . پس نباید به ورودش حساسیت نشون داد !

·      لباس های غیر ورزشیش رو از برند های اسپانیایی میخره . كلا شیك پوش است

·     لباس های ورزشیش رو هم از طریق باشگاه خریداری میكنه

·     اهل سفر است و هر وقت فرصت كنه ، با خانواده راهی شمال میشه

·     عاشق همسر و پسرش است و سعی میكنه بیشتر وقتش رو با اونا بگذرونه

·      در حال حاضر پاتوق نداره ولی قبلا هر شب میرفت آبمیوه گیری توچال تو خیابون شریعتی

·     یه منتقد سینمایی است . خودش میگه قبل از اینكه كارگردانان هالیوود دستمزدشون رو بگیرن ، فیلمشون رو میبینم ! سینمای داخلی و خارجی رو دنبال میكنه

·     از وقتی عرشیا به دنیا اومده ، دیگه سینما نمیرن

 

با تشکر از سایت عشق است والیبال

نوشته شده در ساعت توسط نگار| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

بیا تو هر چی بخوای هست تفریحی باحال توپ
ورزشکارا - هنر پیشه ها - خواننده ها - بیو گرافی - مصاحبه - هر چی بخوای از سر مرغ
<-PostContent->
برچسب‌ها: <-TagName->

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor-> | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
<-BlogAbout->

پیوندهای روزانه
<-LinkTitle->
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->
آرشیو موضوعی
نویسندگان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

كدهای جاوا وبلاگ




FreeCod Fall Hafez